به پیشواز طلوع “رنج های مقدس”

نویسنده: استاد فرهاد لبیب

به پیشواز طلوع “رنج های مقدس”

رنج کشیدن ومنحت بردن در راهی مقدس خواهد بود که هدفش والا و متعالی باشد. جان سپردن و مُردن در راهی قداست دارد که هدفش حفظ شرف و سر بلندی انسان باشد .  چگونه مقدس خواهد بود  جان دادن و رنج بردن در راه بر آوردن اهداف اشغالگر و بیگانه ای؟.

چی والایی دارد زحمت و تلاش در راه که هدفش ارضاء هوس،اندوختن ثروت و صاحب چوکی و مقام شدن باشد ؟

Read more

رنج های مُقدس ، نگینِ درخشانِ خاطره نویسی زندان

طاهر پرسپویی – 14 اسد 1394 – 5 اگست 2015

رنجهای مُقدس کتابی است که به قلم نسیم رهرو نوشته شده و به چاپ رسیده است. در هر واژه و هرسطرِ این کتاب شکنجه ، درد ، مقاومت ، پایداری و افتخار جاریست. نویسندۀ رنجهای مقدس ، قساوتِ شکنجه گران «خاد» و مزدورانی را به تصویر می کشد که آماده بودند به دستورِ بادارِ روسی شان پوست از تنِ هموطنان ما جدا کنند، از طرفی مقاومتِ خارایین اسیرانِ مُشت و شانه بسته ای را نشان می دهد که به خاطرِ تعهد به آرمانِ والای آزادی ، استقلال میهن و عدالت اجتماعی حاضر بودند آگاهانه و دلاورانه از هفت خوان رستم بگذرند. در کتاب نامبرده تقلای شبا روزی مستنطقین «خاد» جهت به زانو در آوردن زندانی سیاسی و در مقابل ، پایداری زندانیان به طرزِ نمایانی نشان داده شده است. این جفا ورزی ها ، همه و همه یک هدف پلید را دنبال می کرد : خوشنودی ارباب جفاکارِ روسی و تطبیق سیاست های پست فطرتانۀ باند آدم کش«دموکراتیک خلق». ارباب و برده برای بقای خود و تحکیم پایه های خون آلودِ حاکمیتِ شان ، دست به هم داده بودند تا کلیه نیروهای ملی و دگر اندیش را از ریشه بر کنند. نکتۀ درد آور اینست که ، در صدرِ این برنامۀ ننگین و خانه برانداز قلع و قمع روشنفکران آگاه جامعه و بهترین فرزندان این ملت قرار داشت. 

Read more

نسبتِ من با صاحبِ این«رنج‌های مقدس»

امان پویامک

چاپ و نشرِ یادنوشته‌های «رنج‌های مقدس»، با تمامِ تلخی‌ای که در متن و پشتِ صحنه‌ی نوشتنش دارد، برای من و هم ‌نسلانم خبر بی‌نهایت فرخنده‌ ای هست. با متن این کتاب از زمان‌های خیلی دور آشنا هستم. از زمانه‌هایی که کودکی بیش نبودم، در خانواده‌ی‌ ما همیشه از یک کاکای گُم‌ شده و یک کاکای ‌زندانی حرف ‌زده می‌ شد، از یکی تنهاعکس سیاه و سفیدی بر دیوار خانه‌ داشتیم و از دیگر داستان‌ها، قهرمانی‌ها، مبارزه‌‌های روشن‌ گرانه و رفاقت‌هایی‌ که همیشه به زندانی‌ای بنام «معلم نسیم رهرو» در پلیگون پلچرخی پیوند زده می‌ شد. این یادها با تمام دلگیربودن ‌شان همه شبه‌ در خانه‌ی ‌ما تکرار می‌ شد، تکرار این دلگیری سال‌ها طول کشید، تا این که یک روز دروازه‌ی خانه‌ی ما زده شد و «معلم نسیم رهرو» یکی از آن دو کاکای گُم شده‌ام وارد خانه‌ی ما شد.

Read more

معرفی کتابِ « رنج های مقدس»

کتاب رنج های مقدس، در واقع در ۳۲۲ برگه در سیمای زیبا، حکایت های شکنجه و رنج های گوناگون زندان دستگاه استخبارات (خاد) حاکمیت خلق و پرچم را صادقانه بیان میدارد. کتاب نخست با نوشته‌ی جناب استاد نصیر مهرین می آغازد که دیدگاهش را در باره کتاب بیان داشته است. {« رنج های مقدس» بیشتر از این دیده‌گی های بافته با رنج با شما سخن می گوید. دژخیمان در حالی که مؤلف رنج های مقدس را شب ها و روزها در معرض تفتیش عقاید و شکنجه قرار دادند در سلول های کوچک، تنگ و تاریک ویا در قفس های بزرگتری با بقیه هم زنجیرها، با گفتار و کردار شکنجه آمیز آزارها رسانیده، وی با شکیبایی از آن آزار دیده‌گی ها و وصف حال قرباینان کاخ شکوهمندی آفریده است برای بازنگریستن و آموختن.}

Read more

رنج های نهفته در”رنج های مقدس”

عتیق الله نایب خیل

سیدنی/ آسترالیا   

 از روزی که نگارندۀ این سطوراز زندان پلچرخی کابل رها شدم، تا نگارش این سطور 32 سال می گذرد.  این روزها باردیگر هوا وفضای زندان مشغولیت روح و روانم بوده است و بار دیگر شکنجه شدم. احساس کردم که بازهم در نظارت خانهً “خاد” هستم و سرباز موًظف اسمم را صدا میزند و مرا با توهین وتحقیر به اتاق “تحقیق” فرا می خواند.

Read more

ای کاش وصد افسوس

سلام استاد فرزانه ! همیش از الطاف شما من و دگران مستفید شده و می شویم. دوجلد کتاب ( رنج های مقدس) همدستی محترم میرعلم خان بدست من قرار گرفت.کتاب را به نیمه رسانیده ام. مضطرب شدم به فرهنگ مراجعه نمودم واژه های توصیفی را که به شخصیت مبارز شما لایق باشد همه کوچکی می کردند. آن واژه والای که لیاقت خوبی های شما را داشته باشد. همه شرمنده به من نگاه می کردند.

Read more

ازمون بزرگ میهن دوستی و رفیق پروری

به قلم : ولی کبیری

« رنجهای مقدس » غمنامۀ یک نسل

“… پس دو دست بریده ی خون آلود بر روی ، در مالید و روی وساعد را خون آلود کرد گفتند “چرا کردی”؟ گفت : “خون بسیار از من رفت ، دانم که رویم زرد شده باشد ، شما پندارید که زردی روی من از ترس است ، خون در روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم ، که گلگونه ی مردان ، خون ایشان است …”

Read more

شکنجه هایکه برای همه ناشناخته و وحشتناک است

به قلم نعمت الله ترکانی- منتشر شده در دوشنبه, 05 اسد 1394

خاطره ای از شکنجه های زندان در دوران دلباختگان  شوروی قرن بیستم  در افغانستان را از محمد نسیم رهرو  پنج سال میشود که در انترنت خوانده بودم. اخیرا این خاطرات بشکل منسجم و مقبولتری به ویرایش فرزاد فرهود به نشر رسیده است و نسخه آن را از نویسنده تحفه دریافت کردم.

Read more

دُرنامه وزین وگرانبها

نویسنده: میرعلم

استاد عزیز وگرامی:

تمنیات نیک ورفیقانه ام را پذیرا شوید.آرزودارم همیشه شاد وزنده باشید.دُرنامه وزین وگرانبهای تان را که درحد یک شاهکارحماسی وبی بدیل زمانه ما از نهان خانه بیدار وفرهیخته  یادهای تان درقامت یک کتاب ماندگارتاریخ به زیور چاپ آمد-خوش آمد میگویم. میدانید؛ با خوانش هرسطر سنگین وگرانبهای( رنج های مقدس) به تاریخ شکوهمندوحماسی ای پیوستم که تا قاف قیامت برپاست.حماسه ایکه به تاریخ پیوسته ومن باهرتصویرش قطره قطره گریستم وباهر تعبیرش به تولدی دیگر رسیدم.  

Read more