دُرنامه وزین وگرانبها

نویسنده: میرعلم

استاد عزیز وگرامی:

تمنیات نیک ورفیقانه ام را پذیرا شوید.آرزودارم همیشه شاد وزنده باشید.دُرنامه وزین وگرانبهای تان را که درحد یک شاهکارحماسی وبی بدیل زمانه ما از نهان خانه بیدار وفرهیخته  یادهای تان درقامت یک کتاب ماندگارتاریخ به زیور چاپ آمد-خوش آمد میگویم. میدانید؛ با خوانش هرسطر سنگین وگرانبهای( رنج های مقدس) به تاریخ شکوهمندوحماسی ای پیوستم که تا قاف قیامت برپاست.حماسه ایکه به تاریخ پیوسته ومن باهرتصویرش قطره قطره گریستم وباهر تعبیرش به تولدی دیگر رسیدم.     بیاد داری استادعزیز: که درآن دخمه نمناک ومخوف برایم میگفتی:(شهباز بی بال در پهنه آسمان ناتوان است ومرد بی سمند در پهنه زمین زبون). حیف است که با تاراج جانمایه هستی بخش ما بدست مشتی دون صفت فرومایه ؛ازدرون وبیرون؛ اکنون هم بی سمند هستیم وهم زبون. وقتی من این بیت ازغزل بیهمتای حافظ شیرازی راد رصفحه کتاب خاطرات  زندان نوشتم:

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
لبه احزان شود روزی چراغان غم مخور.

فقط با خواندن حماسه ماندگار(رنج های مقدس) دانستم که چقدر به جا ونیک پاسخ آن بیت بالا رابا بیت خود حافظ جواب داده ونوشته بودی:
بدین تمکین که ساقی باده در پیمانه میریزد
رسد تا دور ما بنیاد این کاشانه میریزد

 وحالا دانستم که چقدر وهم انگیز ، کاشانه بروی ما فروریخت ومادر زیر آوار های آن مدفون شدیم. عمرتان دراز چهره تان تابان وقلم تان توانا باد.  واینک حرف دیگر: توانمندی من بیچاره در تنقید وتعمق به کتاب بی بدیل تان خیلی ناچیز وحقیر است.فقط موارد زیر را که به نظر من قابل توجه دانسته شد نقل مینمایم:

1 – صفحه 14 پاراگراف 3خط2… به دسترس علاقه مندان خارج(وداخل) قرار میگیرد.
2 – شعر درج شده در اخیر مقدمه نصیر مهرین بی مناسبت بوده ونام شاعر معلوم نیست.
3-  صفحه 71 غزل داوود سرمد در اصل بنام (شعله ناله ) است وبیت اول آن چنین است:
دلم از اضطراب می لرزد………همجونقشی بر آب میلرزد.   اگراین غزل دوباره خوانی واصلاح شود خوب خواهدشد.
4 – درمقدمه فرهود(سطرآخر) به جای سپاهی گمنام (آبده سپاهی گمنام) .
5 – مقدمه پیکارپامیر، سطرآخر،به جای (قملش)، (قلمش).
6 – صفحه 20،پاراگراف 3 خط3 مقدمه پیکار پامیربه جای عدسه، (عدسیه)
7 – درصفحه 20 مقدمه پیکار پامیر ازاین اثر بنام سوگ نامه یاد شده است که من با کاربرد این واژه موافق نمیباشم.روایات این اثر ممثل حماسه شکوهمندی از یک نسل جان باخته در راه والاترین اهداف وآرمان هامیباشد که حیف است آنرا غمنامه بگوییم.
8 – صفحه 25 پاراگراف2خط9 عبدالبصیر(بهرنگی).
9 – //      //                        بهرنگی (عبدالبصیر)
10 – صفحه 28 پاراگراف2خط اول درهین حا،(دراین جا)
11 – فونت فارسی بکار رفته درتایپ عنوان ها مشکل دارد.چنانچه در عنوان پرنده در دام می افتد.(خوانده میشود- پرنده در حام می افتد.)

12 – صفحه 43 خط آخر، به جای (رنج آنجا مقدس بودوعذاب اینجا پست) بیاید(رنج آنجا مقدس بود وآسایش اینجا رنج).
13 – کاربرد کلمه (بنده) سازگار نیست.
14 – صفحه 237 یادی از یاران هم تاسه (یادی از یاران هم کاسه).
15 – صفحه 184 بهسود مربوط ولایت غزنی نبوده بلکه مربوط ولایت میدان وردک میباشد.(دیدگاه استادکمال).
16 – صفحه 216 اخوانی های سیاه دل( همه اخوانی ها سیاه دل نبودند).دیدگاه استاد کمال.
در صفحه 160 از مثلث های زندان تذکر رفته است. اگر این تصویر ارسالی از مثلث زندان ضمیمه شود خوب خواهد شد

10 thoughts on “دُرنامه وزین وگرانبها

  1. Pingback: vioglichfu.7m.pl
  2. Pingback: Cialis 5 mg
  3. Pingback: Viagra canada
  4. Pingback: Viagra cost
  5. Pingback: Viagra vs viagra

Comments are closed.