ازمون بزرگ میهن دوستی و رفیق پروری

به قلم : ولی کبیری

« رنجهای مقدس » غمنامۀ یک نسل

“… پس دو دست بریده ی خون آلود بر روی ، در مالید و روی وساعد را خون آلود کرد گفتند “چرا کردی”؟ گفت : “خون بسیار از من رفت ، دانم که رویم زرد شده باشد ، شما پندارید که زردی روی من از ترس است ، خون در روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم ، که گلگونه ی مردان ، خون ایشان است …”
از( سیری در زندگی حلاج)
آدمی از آن صبحگاهی که فرصت اندیشیدن یافته است ، به مبارزه رو آورده است ، مبارزه در جهت مثبت و یا منفی ، در حهت منفی آن به پستی انجامیده است ولی در سوی مثبت آن انسانهای هدفمند تا آنجا ره زده اند که تاریخ انسانیت و آزادگی را شکوه بخشیده است ، حماسه سازان این مبارزات سترک و ژرفا راه های پر خم و پیچ را پیموده اند ، و بانک فریاد های درد مند انسانهای به زنجیر کشیده را در ستیغ افتخارات ملت ها حک نموده اند . کتاب (رنج های مقدس) به عنوان روایتی بر دستمایه های تاریخی این سر زمین در مسیر تحولات نسلی پرخاشگر پرداخته است ، از رهگزر ارایه صحنه های حقیقی و تلخ در بند شدگانی که به خاطر آزادی سرزمین و رفاه مردم خویش رزمیده اند و بخش چشمگیری از عمر عزیز خود را هدیه مردم و ارمان پاک و مقدس خود ساخته اند را به تصویر کشیده است . مطالعه (رنجهای مقدس ) تاثیرات شگرفی بر انسانهای متفکر میگذارد ، شرح واقعیت های تلخی که در شکنجه گاه های رژیم کودتای ثور بر آزاده مردان دلاور این سرزمین رفته است ، مقاومت و پایمردی شان تحسین بر انگیز است ، یک بار دیگر تاریخ حماسه ساز میهن ما از رزمنده گان شجاعی نام میبرد که در برابر رهزنان جنایت پیشه حزب مزدور خلق و پرچم این جرثومه وطن فروشی ، ایستادند و با قامت رسا به استقبال مرگ شتافتند ولی هرگز به ذلت و دنائت تن ندادند . در کتاب ( رنجهای مقدس ) خواننده دو چیز را به خوبی درک میکند که رویداد های ذکر شده درین کتاب کاملا حقایقی بوده است که بر سر نویسنده و سایر در بند شدگان گذشته است خواننده در هیچ جای کتاب خیال پردازی و واهی گویی را نمی یابد ، دوم اینکه خواننده به روشنی درک می کند که برگ برگ آن با خون دل نوشته شده است با هر کلمه (قطره خونی زجگر کم کرده است ) .
جلال وعظمت بلند قامتان مبارز میهن ما همواره در پایمردی و مقاومت شان چه در میدان های نبرد رویا روی با دژخیمان بزدل و ترسو و چه در سلول های زندان های مخوف دشمنان برجسته و در خور ستایش است که استاد بزرگوار نسیم رهرو نویسنده (رنجهای مقدس ) جز این خانواده است او در چند قدمی مرگ از مرگ نهراسید و با قامت افراشته از ازمون بزرگ میهن دوستی و رفیق پروری بدر امد ، عمرش دراز و پر بار وقلمش رساتر . نشر و پخش این اثر گرانسنگ را به استاد محترم و همسنگرانش تبریگ گفته قابل یاد اوری میدانم که دو جلد این کتاب به دست من هم رسید که نمیدانم فرمایش استاد بود و یا لطف دوستان در هر دو صورت سپاس گذارم (کبیری )

نویسنده کتاب رنج های مقدس فعلا در کشور هالند تشریف دارند بزرگوار ده سال بهترین سالهای زندگی خود را در شکنجه گاه های خاد شش درک ، ریاست تحقیق صدارت و عقب میله ها و سلول های انفرای زندان پلچرخی در زمان حاکمیت خلق و پرچم سپری نموده که کتاب باز گو کننده همان رنج هاست ، نویسنده در جایی ازین کتاب مقایسه واقعبینانه و زیبایی از دیار خود و دیا ر بیگانه نموده است از هدفمند بودن در وطن گرچه با رنج باشد و بی هدفی در کشور بیگانه که آنرا ( میله های طلایی ، آشفته بازار لعنتی ، علاقه غیر ، بهشت روی زمین ) خوانده است
در صفحه 43 کتاب میخوانیم : ( ……. اکنون اوضاع وطن برای پروانه ای بیرون از آتش چو من چنان است که فکر میکنم شاید همان دیوار سنگی خاد ششدرک ، که روزانه بار ها سرم بر آن کوبیده می شد ، یا آن حفره های تاریک و نمناک کوته قلفی های صدارت و قلعه آهنین زندان پلچرخی بهتر ، آسوده تر و شرافتمندانه تر از این (میله های طلایی) زندگی راحت در ساحل امن غرب بود . در آن روز راهی که پیش گرفته بودم نه از روی تصادف بود و نه از روی بی خبری ، از عاقبت کار خود آگاه بودم ، گزافه نیست اگر ادعا کنم که حتا فشار ها و طعن دشمن هم باعث غرور من میشد و از آن لذت میبردم . اما اکنون از شکنجه این (آزادی ) که دارم ذره ای افتخار و کمترین لذتی را سراغ نمیتوانم ، شاید این گفته ام با عقل و واقعیت سازگار نباشد اما در اینجا با زبان احساس و عواطفم سخن میگویم ، خوبی آنجا (زندان ) در آن بود که مرز مشخص میان دلیر و ترسو ، وطن فروش و وطن دوست ، شکنجه گر و شکنجه شده ، جلاد و قربانی ، ظالم و مظلوم ، نوکر و آزاده و خاین و قهرمان … وجود داشت حد اقل بیرون از زندان گفته میشد که “مرد ها در پلچرخی بندی استند ” حال که درین آشفته بازار لعنتی (غرب) همه چیز به اصطلاح گد خورده است ، نه قرار و آرامی در “علاقه غیر ” میسر است و نه آسودگی ای در ” بهشت روی زمین ” درد آور اینکه “اینجا” شمع ها در روز میسوزند ، بدون آنکه بزمی را روشن کنند ، تفاوتی که در میان این دو محل در دو زمان متفاوت وجود دارد در این است که رنج آنجا “مقدس ” بود و عذاب اینجا “پست ” است )

52 thoughts on “ازمون بزرگ میهن دوستی و رفیق پروری

  1. Pingback: Viagra for sale
  2. Pingback: Cialis prices
  3. Pingback: Viagra levitra
  4. Pingback: levitra prices
  5. Pingback: buy viagra online
  6. Pingback: generic viagra
  7. Pingback: canadian pharmacy
  8. Pingback: pharmacies
  9. Pingback: cheap cialis
  10. Pingback: cialis generic
  11. Pingback: cialis 20 mg
  12. Pingback: we-b-tv.com
  13. Pingback: hs;br
  14. Pingback: tureckie_serialy
  15. Pingback: 00-tv.com
  16. Pingback: +1+
  17. Pingback: watch
  18. Pingback: ++++++
  19. Pingback: HD-720
  20. Pingback: 2020
  21. Pingback: Video
  22. Pingback: wwin-tv.com
  23. Pingback: Watch TV Shows
  24. Pingback: Kinokrad
  25. Pingback: filmy-kinokrad
  26. Pingback: kinokrad-2019
  27. Pingback: serial
  28. Pingback: cerialest.ru
  29. Pingback: youtube2019.ru
  30. Pingback: dorama hdrezka
  31. Pingback: movies hdrezka
  32. Pingback: HDrezka
  33. Pingback: kinosmotretonline
  34. Pingback: LostFilm HD 720

Comments are closed.