رنج های مقدس یا مقاومت های مقدس

نخستین بار بخشی از »رنجهای مقدس« را که با خامۀ رسا و نثر ِ پالوده و عفیف ِ ِ صاحب ِ این رنجها )استاد نسیم رهرو( رقم زده شده بود در وبسایت »گفتمان دموکراسی« مرور کردم.

واقعیت اینست که درهمان وهلۀ نخست، هم شیوۀ نوشتاری این زندان دیدۀ عزیز، ِ مبارز و رنج کشیدۀ سرزمین ِ دردمند افغانستان را سخت پسندیدم و هم رنجهای تحمیل شده برایشان را قطره قطره نوشیدم و ذره ذره احساس نمودم.

ناشی از تعذیب و شکنجه های زندانبانان ِ مادامی که رنجهای بیشتر و عمیقتر ِ ِ استاد ِ رژیم »دموکراتیک خلق« از درون سینۀ آتش گرفته و آگنده از درد و رنج قدم به قدم برصحیفۀ »گفتمان دموکراسی« ریختن گرفتند و عدسۀ چشم و رگهای ِ دل و جانم واژه واژۀ آنها را بدرقه نمودند، نه تنها خوانش و نگارش این سوگنامۀ ِ سوزناک قرن را سخت بجا، ضروری و مؤثر پنداشتم، بلکه حیفم آمد هجاها و ِ ِ گوشه ای از تقابل واژه های چنین یک سوگنامۀ عبرت انگیز که در عین حال شرح ِ مجموعه ای معاصر ِ زادگاه ماست، درج ِ ِ ِ حق وباطل در یک برهۀ حساس تاریخ نگردد و به اختیار ِ نسل دردمند امروز و نسلهایی که در پی خواهند آمد به ارمغان ِ ِ گذارده نشوند. چنانکه روزی، ضمن یک تماس ِ تلفونی با استاد رنج کشیدۀ مان، همین آرزومندی را با ایشان در میان گذاشتم. ماه و سالی چند سپری گشت تا اینک ِ شادمانه می نگرم سلسله ای از آنهمه »رنجهای مقدس ِ « این مبارز مقاوم و زندان ِ دیدۀ راه آزادی کشور در چنین یک مجموعۀ پسندیده گرد آورده شده و به حلۀ چاپ آراسته گشته است.. ِ

من که بمثابۀ فردی از افراد درد آشنا و رهسپری از یک قافلۀ تاراج شدۀ راه آزادی و خوشبختی مردمم حرف حرف و واژه واژۀ این رنج نامه را با رقت قلب کامل مرور کرده ام، با اطمینان می توانم ادعا کنم که مجموعۀ حاضر اثر ِ و دقت ِ رنجور کشور یک مبارز ِ ِ ِ برخاسته از دل ِ ِ ارجناکی است که نه تنها بمثابۀ فریاد تلخ ِ به سرعت بر پهنۀ دل مرور کننده می نشیند، بلکه خواننده و مرور کننده را با ِ ماهیت اصلی »حزب دموکراتیک خلق افغانستان«، شیوه ها و سیاستهای استعمار ِ روس، حساسیت ها و خیزشهای رهایی جویانۀ سراسری مردم، نوعیت برخورد سیاسی، تهدیدها، بی رحمی ها، شکنجه ها و باالخره، طرز ِ های رژیم با مخالفان ِ ِ دید و تفکر سیاسی کودتاگران را به نمایش می گذارد. در عین حال، این مجموعه ِ درحقیقت نمایی ازحقایق ِ تاریخ ِدهۀ های پسین سر زمین خون گرفتۀ ما است که بخوبی پیش ِ چشم نسل های آینده گشوده میشود.

می دانم که استاد رهرو بخشهایی از سالمتی روحی و جسمی اش را در اثر ِ تحمل کم نظیر زمان از کف داده است، اما با آنهم تا آنجا که از البه الی ِ آنهمه مصایب ِ این اثر ُ خاص و ارزشمند استنباط می گردد، خوشبختانه هنوز هم گ ِل حافظۀ ِ متن ِ ایشان سرفرازانه میخندد و خامۀ نگارنده را به وجه نیکویی یاری می رساند، ورنه ِ برای یک زندان دیدۀ شکنجه شدۀ علیل و حامل پشتارۀ سنگینی از رنجهای طاقت سوز چندان سهل نخواهد بود نام و نشان، تاریخ های دقیق و حتا مشخصه های افراد زیادی را که از نخستین روز ِ به دام افتادن تا مراحل ِ سخت تحقیق و تعذیب ِ ِ و محوطۀ زندان و درون ِ سلولهای دردناک اسارت و… با آنان برخورده است، در نهانخانۀ حافظه اش نگهداشته بتواند. من که خأل نشر و تدوین خاطره ها، آثار هزاران زندانی دوران حاکمیت »حزب دموکراتیک ِ و کتبی را که بایستی توسط ِ ً احساس خلق افغانستان« صورت می پذیرفت )به استثنأ چند رسالۀ محدود( جدا این اثر گرانسنگ را نه تنها غنیمتی بزرگ می انگارم، بلکه ِ کرده ام، نشر و پخش ِ ِ خواندن ِ آنرا نیز برای فرد فرد ِ هم میهنان عزیزم سفارش مینمایم. عمراستاد دراز و قلمش تواناتر باد!

کریم پیکار پامیر – کانادا
دسمبر ٢٠١۴